دلی که نماند به پروردگار فرومانده بر خفت روزگار
به هر چه بمانی فرو مانده ای چرا دام چهره کشیدند کنار
نشان خد در دل و جان توست تو بر بی نشانی غیر رو میار
اسیری که هرگز نجوید خلاص ز بند و حجاب و حصار و خسار
بر آدم سزاوار جان پروری است نشانی که لاله برد لاله زار
نشانی که گلشن مداری کند به بوی خوش نعمت کردگار
ز نون رسته نام و نشان خرد خدا را به ذکر مدام پاس بدار
به چه بوده آدم درین خودسری که صد پاره کرده است تسبیح یار
محمد (ص) دمی بی غم او نبود به زلفون یار بوده آموزگار
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 14:9  توسط ملک محمد انتظاری
|
