پریش
چه شده است که ظرافت و لطافت اندیشه و باروری حاصل از هدایت خداوند از بشر گرفته شده است؟ چرا از طبیعت بارور اندیشه هدایت شده فرومانده و مادر آن سوی شیشه شیر برای بچه ها توجیه و تعریف میشود؟ سلامتی جسم و جان در کدام گزینه هاست؟ گویی چنانست که بشر امروزی در پناه یافته های گوناگون و متعدد خود در چراغانی ابلیس زندانی شده و به تعریف خورشید نشسته. بشری که از منشاء تطور و گوناگونی یافته های خود بی خبر است به ناسپاسی ممتد گرفتار گردیده.
|
تا به گوهر باز نگردد این پریش |
ریشه گم کرده نمی آید به خویش |
|
ریشه گم کرده ریاکاری کند |
همچو زاهد روز و شب بالد به ریش |
|
نرمی خلد برین در کار نیست |
گرمی خورشید ندیده این پریش |
|
این پریش در بدر آرام نیست |
آدمی گم گشته در ناباوریش |
|
تو نشان گم کرده آدرس می دهی |
به کسی که همچو خود می نگریش |
|
حاصل اندیشه پروردگار |
ادعا نیست که به غیر می آوریش |
|
خاکسارست هر که بر خلد برین |
بر سپیدی می نشیندش دلبریش |
|
تا محمد را به جانان بنگری |
بهتر آنست که درمان آوریش |
